ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

267

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ابو رجاء ازدى نامش محمد و نام پدرش سيف و محدثى مورد اعتماد بوده و از حسن بصرى روايت مىكرده است ، حماد بن زيد و يزيد بن زريع و اسماعيل بن عليه از او روايت كرده‌اند . عوف بن ابى جميله اعرابى كنيه‌اش ابو سهل و آزاد كرده و وابستهء قبيله طيئ و محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است ، يكى از راويان كه كار عوف را مهم مىدانست مىگفت او از حسن بصرى چيزهايى نقل مىكرد كه هيچ كس نقل نكرده است ، عوف شيعه بود . محمد بن عبد الله انصارى ما را خبر داد و گفت * از عوف بن ابى جميله پرسيدم اى ابو سهل به چه جهت مىگويى حسن بصرى براى من حديث كرد ؟ گفت به من خبر رسيده است كه دوستان و ياران تو مىگويند حسن بصرى گفته است كه رسول خدا ( ص ) چنين فرمود ، با ناراحتى پرسيد چه كسى اين سخن را مىگويد ؟ به خدا سوگند من حساب اشعث را به حساب حسن بصرى نمىگذارم ، گفتم عمرو بن عبيد چنين مىگويد ، گفت عمرو بن عبيد دروغ مىگويد ، من روايات خود را از حسن بصرى پيش از فتنه ابن اشعث شنيده‌ام . محمد بن عبد الله انصارى مىگفت عوف از همه همگنان خود سالخورده‌تر بود و به سال يكصد و چهل و شش در گذشت . زياد اعلم آزاد كرده و وابستهء بانويى از قبيلهء باهله بوده است و ان شاء الله مورد اعتماد است . خليف بن عقبة بن ربيعة بن شيبان بن عبيد بن عمرو بن مخلب بن عوف بن ثعلبة بن ذبيان بن ربيع بن حارث و